![]() |
![]() |
|
| ادبیات |
|
سلام بعد از وقفه ای طولانی همانطور که در پست قبلی خاطر نشان کردم کلمه{ صادرات } که در این پست می خوانید فرضی بوده و در این طنز قصد هیچگونه جسارت به شخص یا جایی نبوده و فقط از اوضاع ناهنجار ادارات و دوایر دولتی و قوانین دست و پاگیری که دربرخی مواقع فاقد هر گونه نفعی حتی برای ارگان مربوطه گلایه واین حقیر را به سرودن این طنز واداشته که پیشا پیش از دوست خوبم جناب اقای X که مورد اشاره بعضی از دوستان قرار گرفته صمیمانه پوزش می طلبم امید که با بزرگواری برادرکوچک خود را مورد عفو قرارداده و چون گذشته با خدمات صادقانه شان همواره شاد ،موفق، و پیروز باشند انشالله برای ارج نهادن به توصیه گروهی از دوستان در خصوص ادامه عامیانه ها بر آن شدم تا با اجازه شما {صادرات دو} را در ادامه صادرات سروده و خدمت تمامی عزیزان پیشکش نمایم و از اساتید محترم و عزیزان بازدید کننده این وبلاگ خواهشمندم با بذل نظرات خود همچون گذشته یاری گراین برادر کوچک خود باشند
اون تا دس رئیسیمون همون کو صادراتی بید
اونی کو از کوچیکی خوش قِلِقُو دهاتی بید
بیدون گفته بیدم کو گایی نشگون می گیره
گایی وقتا سختی یا یِختِه چی آسون می گیره
حی می گه دس ما کو نیس از بالا دستور اومدس
حکمی قتلی وامامون از دمی شطور اومدس
از زمونی کو حسابی بانگی مون کارتی شدس
تو نگو حرفی حسابی مردا رووارتی شدس
پارسالی کو مأموراش تو کیچه ها ولو بیدند
ماطلی یه لقمه نون و پشقابی پلو بیدند
حی تقاضا می گرفت می گفت کوکارتخون اومدس
برا پیل به ما دادن یه راهی آسون اومدس
تا می تونس مردوما با وعده هاش سر می دووند
امروزو صوبا می کرد حرفای گنده می پَروند
اما از بختی بدُش چلوم و سالی شوم گذشت
وقتی غُرغُراش اومد از پُزی عالی شوم گذشت
حالا روم تازگیا می گد کو شرکتی شدس
داره قسم می خورد ارباب و رعیتی شدس
حی می گد شما برین منوم تقلا می کونم
برادون آهنا را یه روز مطلا می کونم
اما ما خوب می دونیم آبا تو یاینه می کودیم
ظلماته خونمون کله به آینه می کودیم
مثی اون رئیساشون اَصح تا شوم دروغ می گن
ذوغالا آب می کونند بجایی آبی دوغ می دن
یا برنجا را فقط تو فیلما وارد می کونند
گرگا میش سر می بُرند اینجوری چارد می کونند
یکی نیس بیش بگد کی می شه فیلما آخه خورد
اَنقد شاخ شونه نکش اون بُزی هفت شاخه کو مُرد
داره کم کم دلامون راس راسی جیزاله می شِد
خوراکی عزیز جونا دمچری گوساله می شِد
بر می گردیم به همون رئیس کو صادراتی بید
اونی کو بعضی می گن اصلیتوش دهاتی بید
تا کو چشموش به منه بیخودی پوزخند می زند
به خیالوش کو دلی شکسه ما بند می زند
برا کله گنده ها واما تو پُشقاب می بِردِ
نوبتی ما آقا را یه جورایی خواب می بِرِد
دَرَم آتیش می گیرم خسه شدم نا نَدَرَم
همدون خوب می دونین گله یی بی جا نَدَرَم
وقتی حقگو می تونِد اَنقده پوز کنده بیگد
ضعفایی رئیسایی مونده و شرمنده بیگد
چه خوبه منو شوما کولامونا قاضی کونیم
تا کو شاید بتونیم خدامونا راضی کونیم
پانوشت بید = بود خوش قِلِق = کسی که با همه مردم دوستی می کنه ، سازگار اون = او نشگون = نیشگون سختیا = سختی ها بیدون = به شما می گند = می گویند می تونس = می توانست سر می دووند = دست به سرمی کرد صوبا = فردا نیس = نیست اومدس = آمده است شطور = ساطور رووارتی = دروغکی کیچه = کوچه ماطل = معطل پشقاب = بشقاب کارتخون = کارتخوان پیل = پول آسون = آسان چلوم = چهل روزگذشتن از یک ماجرا پُزدادن = بالیدن یاینه = هونگ کله = سر اَصح = از صبح - شوم = شب چارد = چاره تو را شاخ شونه = تهدید جیزاله = جزقاله دمچر = چیزی برای پیش غذا کله گنده ها = سرمایه داران انگار = مثل اینکه دَرَم = دارم - نا نَدَرَم = حال ندارم حالش نیست همدون = همه شما اَنقده = اینقدر پوزکنده = پوست کنده ، لُپ کلام می توند = می تواند ، بیگد = بگوید کولامونا = کلاه مان را
برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این برادر کوچک خواهشمندم به آدرس وبلاگ اصلی من مراجعه فرموده تا بتوانم هر چه زودتر محبت شما را جبران کنم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 23:37 توسط محمود دهقانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با سلام و تشکر از تمامی عزیزان بازدید کننده و دوستداران ترشحات ذهنی حقگو ××لحظات خوشی را با عامیانه ها برای شما آرزومندم ××گویش عامیانه ی شهرستان مبارکه بدلیل نزدیکی مسافت با شهرستان شهرضا تقریبا نزدیک است تا جایی که بعضی از کلمات را هر کدام از مردمان این دو شهرستان از آن خود می پندارند در این میان تعدادی از کلمات هم انحصاری می باشد . ×لطفا با تلنگلر به نظرات وبلاگ سرفرازم فرمایید ×
|
| نوشته های پیشین |
|
6/21/2008 - 7/21/2008 1/21/2008 - 2/19/2008 11/22/2007 - 12/21/2007 10/23/2007 - 11/21/2007 8/23/2007 - 9/22/2007 7/23/2007 - 8/22/2007 |
|
RSS
|