تبليغاتX
عامیانه های حقگو
ادبیات
 

مثنوی دوم درد دل پیزنی گله مند از وضعیت جسمی

 

برای شنیدن این پست لطفا در قسمت پیوند های وبلاگ روی

 

****مثنوی یه درزنه را بشنوید **** کلیک کنید 

***

یه دِرِزنه دلوم از دیشی دَرِد درد می کوند

 

رنگ و رومو مثی اُفتویی غروب زرد می کوند

 

قایدیی یه کف چِپِه پُش کمروم ورخوویدس

 

پَک و پلوم می سوزد اینگاری ور قلومبیدس

 

دَمی صَحبا کو می شد یخته چی عُجمم می شیند

 

بال بالی می شد چشام یکییا چارتا می بیند

 

چمچمالوم کو می شد رویی دلوم کُپ می کونم

 

کوفت می بارد از چشام خنده را قالُپ می کونم

 

تویی اختلاتا موم بی خودی تاپُق می زنم

 

اگه چیزی بخورم گلاب برود هُق می زنم

 

قصیون پش قصیون از سری شوم تا نصبی شی

 

هدیون پش هدیون جونی خودود ازوری تی

 

مثی این مارگزیدا تا صح هزار تا جون می دم

 

اگه مُردم بیدون بی کسیا نشون می دم

 

پَچِه شِف شِف می کونی سَروم دَرِد تو می خورد

 

جا بموند این دوا چقد برام اُ می خورد

 

این حکیموم کو الایی جزی جیگر بزند

 

میگه من جوشوندیی دردی تونا دادم نه ند

 

خدیجی دونه زده دیروز میگفت دروغ می گد

 

اینا را تا می خورد یه تاره نون و دوغ می گد

 

می خواسم کو غنجه غنجه یا کو پور پوروش کونم

 

یه سُقلمه خرجی اون حرفای ناجوروش کونم

 

از این حرفا دلی من سر به بیابون زده بید

 

مثی اون دوزه کو در رفت و به کادون زده بید

 

پچرا همچی شدم تو زانوام ذُق می زند

 

تو سروم انگاری پر اُوس و لُق لُق می زند

 

بزا یخته بِکپَم تا کو دلوم وا بِزَرِد

 

ول کوند دردا منا این هیکلا جا بِزَرِد

*************************

پا نوشت

یه درزنه = یه خورده

دَرِد = دارد ، مثی = مثل

اُفتویی = آفتاب

قایدیی = اندازه

یه کف چپه = یک کف دست

ورخوویدس = پوست کنده شده است

پک پلوم = پهلوهایم

اینگاری = مثل اینکه

ورقلومبیدس = ورم کرده است

یخته چی = یه کمی

عُجمه = ترش کردن

چمچمال = دل پیچه

کُپ می کونم = دولا شدن حالت رکوع

اختلات = صحبت ، تاپُق = لکنت زبان

گلاب برود = اصطلاحی محلی برای ادای احترام

هُق = حالت استفراغ ، قصیون = استفراغ

هدیون = هذیان ، ازوری تی = از شدت تب

نصبی شی = نیمه شب

بیدون = به شما

پچه = پس چرا ، شِف شِف = وقت تلف کردن

تو می خورد = گیج می رود

جابموند = چیزی که از مُرده بر جای مانده

چقد برام اُ می خورد = قیمتش چقدره

جزی جیگر = سوختن از ته دل

تونا = تو را ، دونه زده = تاول تاول

تاره = کاسه ای گلی

غنجه غنجه = تکه تکه

پور پور = کندن پرهای پرنده

یه سُقلمه = یک مشت

در رفت = فرار کرد

پچرا = پس چرا ، ذوق می زند = درد مثل دل زدن

اُوس = آب است ، لُق لُق = تکان خوردن شدید

بزایخته بکپم = بگذار کمی بخوابم

وا بزارد = آرام شود ، ول کوند = آزادم کند

هیکلا = بدن را

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 21:54  توسط محمود دهقانی | 
  قدیما با گویش محلی
 
 
لطفا برای شنیدن این پست در قسمت پیوندهای وبلاگ  
 
 
روی***مثنوی قدیما را بشنوید ***کلیک کنید
 

بابا یک قصه بگو با گویش پدر بزرگ

 

از لب ستایش و نکوهش پدر بزرگ

 

بچه ها این قصه که می خوام بگم واقعیس

 

از زمونی که تمومی خونه ها کاگلیس

 

از نَوَ دّوُم کو می شد دِرِی گرا قِطار بیدند

 

دَم دما اُفتو زدن رویی خرا سُوار بیدند

 

گندوما با داراشون بافه به بافه می چیدند

 

پُلکا زیاد می شد رو  وار اضافه می چیدند

 

بچا کو کوچیک بیدند پُش سری بافه وردارا

 

همه خوشه می چیدند از بیقی سگ تا هم حالا

 

دَم چراغ گیروندنا دِری گرا مُز می دادند

 

هر کدوم زرنگ بیدند به اون یکی پُز می دادند

 

یه روزی حسنعلی پُش کی ریزا چوم می کشید

 

از سحر تا سری شب چوم رویی هاشوم می کشید

 

شب کو می شد علییه یو را لا وازونه می کرد

 

غُولا را تا وا می کرد نکبتی وارونه می کرد

 

صَدَرَم جی کو می باد تو آخوری خر بیریزیم

 

نصبی شب تو باد بایِد با حَلوال و کم بیبیزیم

 

دو سه ماهی رَد می شد تا خرمنا چوم بکشند

 

خرمنی ده جریبا تو بادا هیچوم بکشند

 

مش حسن دِلوش می خواس به روزی کَربلا بِرِد

 

اگه قِسمتُش بِشد به مکه و مِنِا بِرِد

 

اما پا برا شدن یه خری روبرا می خواس

 

خرجی دو ساله و یه توبره جی و کا می خواس

 

مش حسن خُدُوش می گفت از عدی بابا جونیمون

 

همین بیده قصه یی عذاب و نون تو خینمون

 

اون سالی کو حبیبی حمزه جُنمرگ شده بید

 

دیگه اون وارفته عینی کاسه آشبلگ شده بید

 

یه روز پیسینی بُلند تعجیلی اُومِدش خونه

 

با یه بُخچه شبدرو خورجینی پُر نعنا پونه

 

حی می گفت مرکبی کو تو صندوخونه بید کُجاس

 

رو تاپو دمدریس یا رو کَته بیدینجیلاس

 

فاطومی تاریکیس لامپا را زیدتر بی گی رون

 

آشا بی یار بُخوریم می خوام برم در اُ گی رون

 

قازولی همساده را از لا کَلِک در نَیَری

 

دسگیره تو مُدبقس دس به کماجدون نَذَری

 

دورابی اُوا بده تو صحرا کامپا اُمِدس

 

بچه مش سلطون علی با قُولی چند پا اُمِدس

 

هی کیه در می زنه ؟ مشد عباسه بابا جون

 

می گه کامپا اُمِدس تا بغلی گندوما دون

 

مرغا چلغوز نکونند گندوما را زید می یَرّم

 

چار تا تاچه گندوما رو خری جِمشید می ذَرّم

 

خلاصه از قِدیما هر چی براد بگم کمه

 

شعر ی{حقگو} مصرعُش پُر از کلومی مبهمه

 

اگه طالب شدی کو کلومی حقا بشناسی

 

یه پدر بزرگ می خی همدوریه شاعباسی

 

امروزه یک ساعته تا مکه و منا می رند

 

چشما بر هم بزنی تا خاک کربلا می رند

 

با یه رایانه تمام عالمو سر می زنند

 

یه دقیقه به تمام خونه ها در می زنند

 

با اشاره ای همه شهرا چراغون می کنند

 

ظلمت کشوری را ستاره بارون می کنند

 

یه تلفن به پسر میرزا موشاالله می زنند

 

صحرای صد جریبا یک شبه کاموا می زنند

                           *****

 

 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 21:39  توسط محمود دهقانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با سلام و تشکر از تمامی عزیزان بازدید کننده و دوستداران ترشحات ذهنی حقگو ××لحظات خوشی را با عامیانه ها برای شما آرزومندم ××گویش عامیانه ی شهرستان مبارکه بدلیل نزدیکی مسافت با شهرستان شهرضا تقریبا نزدیک است تا جایی که بعضی از کلمات را هر کدام از مردمان این دو شهرستان از آن خود می پندارند در این میان تعدادی از کلمات هم انحصاری می باشد . ×لطفا با تلنگلر به نظرات وبلاگ سرفرازم فرمایید ×

پیوندهای روزانه
محمود قاسمی
نگین سبز
همشهری
نبی الله بهرامی با رمزار کرکوند
آزاده
منتقد گرامی استاد هاشمی زاده
استاد محمد حسین بهرامیان
استاد گرامی دکتر داوود بیات
بلاگ فا
مقیم اینجا
حقگو 71
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
6/21/2008 - 7/21/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
8/23/2007 - 9/22/2007
7/23/2007 - 8/22/2007
پیوندها
*مثنوي تا آتيش بياري را بشنويد*
*نيمايي امام رضا{ع}را بشنويد**
***آب و برقوم كو را بشنويد***
**مثنوی صادرات را بشنوید ***
***دو سه روزس را بشنوید ***
** مثنوی یه درزنه را بشنوید **
****مثنوی قدیما را بشنوید***
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان